خیال تو
صدایت در گوشم زمزمه میشود... و نگاهت در ذهنم مجسم... ولی من تو را میخواهم نه خیالت را...
نفس...
نفس کشیدن... چقدر سخت می شود... وقتی... این حافظه لعنتی... تو را... با دیگری به تصویر می کشد...
می دانم...
می دانم که بر می گردی این را در آخرین نگاه نکرده ات به من قول دادی...!!!